|
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت
22:4 |
شايد يه كسي براي اينكه خوابتو ببينه بخدا التماس مي كنه!!! شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه !! مطمین باش يكي از شبها بخاطر تو .تو دريايي از اشك مي خوابه!! ولي تو آنو نمي بيني شايدم هيچ وقت نبينيش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت
22:3 |
به ما که ميرسه : کتاب ها عوض ميشه! کنکور مفهومي ميشه! بنزين سهميه بندي ميشه! مبارزه با بد حجابي شروع ميشه! جمع آوري ارازل و اوباش شروع ميشه! تخم مرغ گرون ميشه! قيمت خونه سر به فلک مي کشه! فقط کم مونده آب آبشار رو به بالا بره!!! آخه ما چه گناهي کرديم؟ ها؟ مگه ما دل نداريم؟ مگه ما عشق و حال نميخوايم؟وقتي مملكت به دسته ..........همينه ديگه همه خودشون ته گند کارين به ما که ميرسه ميگن بده! آخ از طرف جمعي از فرزندان متولد سال هاي68.69.70.71.65. 67.66.. + نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت
18:6 |
من از ياد عزيزانم دمي غافل نمي مانم نمي دانم عزيزانم ز من يادي کنند يا نه؟
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت
13:45 |
قانون معرفت ميگه باهام باشي باهاتم ديوونه باشي ديوونه ميشم بميري ميميرم تنهام بزاري منتظرت ميمونم
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت
13:43 |
قانون معرفت ميگه باهام باشي باهاتم ديوونه باشي ديوونه ميشم بميري ميميرم تنهام بزاري منتظرت ميمونم
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت
13:42 |
دوري عشق هاي کوچيکو از بين مي بره اما به عشق هاي بزرگ عظمت ميده . مثل باد که يه کبريتو خاموش مي کنه اما شعله هاي آتش رو بيشتر مي کنه
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت
13:40 |
تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت
14:20 |
تقصيره دلم چيست اگر روي تو زيباست)) ((حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيداست)) ((من عاشق يك لحظه تماشاي تو هستم)) ((افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست))
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت
14:19 |
یه ترکه ای با دو نفر دیگه سوار ماشین میشه نفر اول که پیاده می شه دررو محکم می بنده راننده بهش میگه ای الاغ.... بی شعور...نفر دوم هم در رو محکم می بنده راننده بهش میگه الاغ بی شعور ... بعد نوبت به ترکه که می رسه وقتی می خواد پیاده شه در رو یواش می بنده می بینه که راننده بهش چیزی نمی گه به راننده رو میکنه می گه چیه الاغ باشعور ندیدی؟
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت
13:59 |
یه خیاره ای با خیارشوره ای داشتن قدم می زدندیکی ازخیار می پرسه این کیه می گه خواهر ترشیدمه.
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت
13:58 |
یه روز یه ترکه ای غازشو می بره بازار که بفروشه یه نفر می پرسه این خره چنده؟ ترکه می خنده می گه این که خر نیست غازه طرف میگه کی باتو بود با غازه بودم.
+ نوشته شده توسط امین معینی کربکندی در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت
13:58 |
|
|